على محمدى خراسانى

67

شرح كفاية الأصول (فارسى)

قوله : لا يقال : معترض مىگويد كه اين سخن را از شما مىپذيريم كه شرط نماز احراز طهارت باشد نه خود طهارت ؛ ولى اين مطلب با تعليل امام ( ع ) سازگار نيست ؛ زيرا امام ( ع ) در مقام بيان علّت عدم اعاده ، صغرى و كبرايى درست كردند كه حاصل آن چنين است . فلانى يقين به طهارت لباس داشت و بعد شك كرد « صغرا » و هركس كه يقين داشت و بعد شك كرد . يقين را با شك نقض نكند و بنا را بر يقين بگذارد ( به قول شيخ اعظم از يقين متيقّن اراده شده و متيقّن طهارت لباس است ؛ يعنى بنا را بر طهارت بگذارد و خود را متطهّر بداند و به نظر آخوند ( ره ) از يقين خود يقين اراده شده ، ولى به عنوان آلى و مرآتى و طريق كه طريق به سوى متيقّن است كه باز در معنا همان مطلب شيخ اعظم است و در صحيحهء اوّلى مبسوطا بيان شد . ) يعنى بنا را بر طهارت سابقه بگذار « كبرا » نتيجه هم آن است كه فلانى بنا را بر طهارت بگذارد او در ظاهر بر طهارت و داراى طهارت است . آنگاه نتيجهء تعليل امام اين است كه فلانى متطهّر است ، نه اينكه مفادش اين باشد كه فلانى محرز طهارت و مستصحب الطهارة است . آرى اگر فرموده بود كه لانّك احرزت الطهارة . . . جا داشت نتيجه‌گيرى كنيم كه ملاك احراز طهارت است و اين شرطيّت دارد كه حاصل است ؛ ولى چنين نفرمود . پس بيان شما كه احراز طهارت را شرط دانستيد با تعليل امام ( ع ) سازگار نيست . قوله : فانّه يقال : مرحوم آخوند در جواب مىفرمايد كه آرى همين‌طور است كه شما مىگوييد ( يعنى احراز طهارت را شرط دانستن با تعليل امام سازش ندارد . ) ولى بايد توجّه داشت كه چنين آدمى كه در روايت مطرح بود و يقين سابق داشت و . . . دو حالت دارد : 1 - حالت قبل از انكشاف وقوع نماز در لباس نجس كه در مثال ما از ساعت يازده صبح تا آخر نماز باشد . 2 - حالت پس از انكشاف وقوع نماز در لباس نجس كه بعد از اتمام نماز براى او حاصل شده و الآن نجاست را در لباس خود مىبيند . تعليل امام ( ع ) به لحاظ حالت بعد از انكشاف نيست ؛ و گرنه همان اشكال اصلى عود مىكرد كه به لحاظ اين حال اعاده كردن نقض يقين به شك نيست تا امام بفرمايد چنين